الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
205
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
سفر اول اگر كسى بيايد ، بايد از خود بى خود شود ، از گناهانت استغفار كن ، شايد مال حرام خوردهاى ، و گرنه كانون نورى كه هر فاقد نور را نورانى مىكند ، چرا بايد قلب تو را نورانى نكند ، جائى كه مركز نور است ، چرا نور قلب را نبايد زياد كند . درست است كه در روايات داريم : « كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام » : تا علم به حرمت ندارد هر چيزى حلال است ولى اين از نظر حرمت تكليفى است ، يعنى تا ندانى حرام نيست بخورى ولى اثر وضعى خود را دارد ، چنان كه اگر ندانى شيشهاى شراب است و بخورى فعل حرام انجام ندادهاى ، ولى آيا مست نمىشوى ! ؟ مال حرام هم اگر علم نداشته باشد ، به حرمت آن ، ولى آن تاريكى را براى قلب خواهد آورد . و نيز از همان حضرت است كه براى خداوند فرشتهاى است كه بر بام بيت المقدس ندا مىدهد در هر شب « مَنْ اكل حَراماً لَمْ يقبل اللّه منه صَرفا و لا عدلا و الصَّرفُ النّافلة و العَدلُ الفريضة » : « كسى كه حرام خورد خداوند صرف و عدل او را قبول نكند ، و صرف نوافل و مستحبات و عدل فرائض و واجبات است » . « 1 » مولى على ( عليه السلام ) نيز فرمودند : « اى كميل زبان از قلب ظهور مىكند ( يعنى هر چه در قلب است به زبان مىآيد و هر چه زبان مىگويد چيزى است كه از دل تراوش كرده است ) و قلب از غذا پابرجا است ، پس نظر كن ، در آنچه قلب و جسم تو از آن تغذّى مىكند . اگر حلال نباشد خداوند تسبيح و شكر تو را قبول نمىكند . اين بزرگوارانى كه اينگونه توصيه مىكنند خود از عاملان به اين دستورات الهى بودهاند ، و جا دارد پرهيزگاران به آنها اقتدا كنند . در احوالات پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) آمده كه « امّ عبدالله خواهر شدّاد بن أوس قدح شيرى براى افطارى پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) فرستاد ، حضرت توسط شخصى براى او برگردانده ، فرمودند : اين شير كجا بوده گفت : از گوسفند است بار ديگر پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) برگرداندند ، و فرمودند
--> ( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، ماده « حلل » . .